و اِنّی لَغَفّارٌ لِمَن تابَ و آمَنَ و عَمل صالحاً ثمَّ اهتَدی
و البته من برای آن کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار نیکو انجام دهد سپس به سوی هدایت رود، بسیار بخششگر هستم.
«طه، 82»
ان شاء الله از جمعه هفته آینده 28/1/88 برنامه سالن فوتبال طبق روال گذشته برقرار خواهد بود. قرار ما جمعه ها ساعت 16:15 روبروی درب دانشگاه.
نکته مهم: با توجه به صدور کارت جهت ورود به سالن فوتبال کسانی که میخواهند در این برنامه شرکت کنند موظفند تا شنبه شب 22/8/88 یک قطعه عکس به آقای نوروزی تحویل دهند. در غیر این صورت از شرکتشان در این برنامه ممانعت به عمل خواهد آمد.
یا خیر مَعروفٍ عُرِف
امام صادق(ع) فرمود: از نجواهای خداوند متعال با موسی(ع) این بود که به ثروت انبوه هیچکس غبطه مخور. زیرا ثروت زیاد، مایه گناهان زیاد میشود. زیرا حق و خطراتی بر آن واجب میگردد. (و فردا از عهده ادای آنها بر نمیآید)... لاتَغبط احداً بکَثرةِ المالِ؛ فانّ مع کثرة المال تکثُرُ الذّنوبُ لواجِبِ الحُقوق
یا أرفَع مَوصُوفٍ وُصِف
جلسه این ماه امیرالمونین(ع) در تاریخ شنبه 22/1/88 ساعت 20:30 در مسجد امام حسن مجتبی(ع) برگزار خواهد شد.
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِکَ غَدًا
و هرگز در مورد کارى نگو: «من فردا آن را انجام مىدهم»
«کهف، 23»
همه همسفران مشهد باید صبح روز دوشنبه سوم فروردین پس از صرف صبحانه در منزل ساعت 7:30 روبروی مسجد قدس باشند.
از حضور دوستانی که 3 مورد وسایل الزامی اردو را به همراه نداشته باشند جلوگیری به عمل می آید.
در ضمن مایو به وسایل اردو اضافه شده است.
طبق گزارش هواشناسی انتظار میرود در مشهد با هوای سردی روبرو شویم. لذا از دوستان خواهشمندیم لباس گرم همراه خود بیاورند.
ساعت بازگشت از مشهد و رسیدن به منزل حدود 2:30 بامداد روز هشتم فروردین خواهد بود.
با سلام وعرض تبریک به مناسبت ولادت رسول اکرم و امام صادق (ع)
اسامی دوستان همسفر :
۱-محمد جواد نوروزی ۲-علی اصغر بروجردی ۳-محمد صفری مقدم
۴-حسین صفری مقدم ۵-مسعود دهقانیان ۶-امیر حسین حکمی
۷-محمد حسین یگانه ۸-سید حسین احمدی ۹-مهدی زمانی
۱۰-مسعود عابدینی ۱۱-علی اصغر گلشنی ۱۲-اسماعیل وحدانی
۱۳-حسن احمد زاده ۱۴-پیمان ابراهیمی ۱۵-علی گلشن
۱۶-علیرضا قاسمی ۱۷-امیر احمد دستوری ۱۸-علیرضا مسعودی
19- شهریار چراغی
امکان هرگونه تغییر در این لیست وجود دارد.
یا من فی القبور عبرته
از مالک بن دینار سبب توبهاش را پرسیدند. گفت: دختر کوچکم را خیلی دوست داشتم. دخترم دوساله بود که مرد. خیلی غصهدار شدم.
یک شب جمعه شراب خوردم و بینماز خوابیدم. خواب دیدم قیامت شده و یک افعی بزرگ و سیاه افتاده دنبال من. فرار کردم به سمت جهنم! پیرمردی را بین راه دیدم. گفتم: به من کمک کن. گفت: نمیتوانم، ضعیفم، برو به سمت کوه.
.... دختر خردسالم به فریادم رسید. گفت: راه نجات یاد خدا و بندگی اوست. «الم یأن للذین آمنوا أن تخشعَ قلوبُهُم لذکر الله؟!» دخترم گفت: آن افعی اعمال بد تو بوده، قوی و بزرگ. آن پیرمرد اعمال خوبت، فرتوت و ضعیف.
مالک بن دینار میگوید: بیدار شدم و بیدار شدم.
(معاد و قیامت، داستانهای شهید دستغیب، ج2، ص17)
یا من فی الممات قدرته