به اطلاع میرساند از این هفته هر جمعه ساعت 15:30 برنامه سالن فوتبال برقرار خواهد بود.
آدرس سالن فوتبال جدید:
میدان بهرود - سالن فوتبال شهید لشکری
ما مبارزهى خود را براى اسلام و خدا شروع کردیم و قصد قدرتطلبى و قبضه کردن حکومت را هم نداشتیم. چندین بار از امام عزیزمان(اعلىاللَّه کلمته) پرسیده بودم که شما از چه زمانى به فکر ایجاد حکومت اسلامى افتادید، و آیا قبل از آن چنین تصمیمى داشتید؟ (این پرسش به خاطر آن بود که در سال 1347، درسهاى «ولایت فقیه» ایشان در نجف شروع شده بود و 48 نوار از آن درسها نیز به ایران آمده بود). ایشان گفتند: درست یادم نیست که از چه تاریخى مسألهى حکومت برایمان مطرح شد؛ اما از اول به فکر بودیم ببینیم چه چیزى تکلیف ماست، به همان عمل کنیم؛ و آنچه که پیش آمد، به خواست خداوند متعال بود.
با توجه به جلو رفتن ساعت اذان، ازین هفته تا اطلاع ثانوی جلسه امیرالمومنین(ع) همان یکشنبه ها ساعت 18:30 برگزار خواهد شد.
با عرض تبریک ایام سال نو، به اطلاع دوستان میرساند باتوجه به اتمام تعطیلات آغازین سال، برنامه های کانون به شرح ذیل به روند قبلی باز خواهد گشت.
تشکیل جلسات زین العابدین(ع) و باقرالعلوم(ع) در روزهای شنبه و دوشنبه پس از اقامه نماز مغرب و عشاء
تشکیل جلسه امیرالمومنین(ع) در روزهای یکشنبه پس از اقامه نماز مغرب و عشاء
تشکیل جلسه ولیعصر(عج) در روزهای سه شنبه
استخر هفتگی سه شنبه ها ساعت 18 روبروی درب دانشگاه
برنامه سالن فوتبال هفتگی متعاقبا اعلام خواهد شد.
تمامی اعضای اردو موظفند رضایت نامه و کارت شناسایی به همراه خود بیاورند. ساعت حرکت 10 صبح روز 4 شنبه 89/1/4 از مقابل درب مسجد امام حسن مجتبی(ع) میباشد. برای دیدن وسایل مورد نیاز اردو بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...
- عجب نواری بود. دمت گرم. از این نوارا بازم داشتی التماس دعا.
- کدوم نوار. نوار توبه شیخ حسین رو می گی ؟
- آره، راستی، گفتی سه تا نواره، اینا که فقط دو تاست ، پس کو یکی دیگه؟
- دادم دست مهدی، برو ازش بگیر.
دو روز از صحبتهای من و محمود گذشته بود، حال محمود کاملا تغییر کرده بود،فکر نمی کردم اینقدر نوارا روش تاثیر بذارن،یه روز گفت: محمد بیا بریم یه سر دور و بر خط. میخوام باهات صحبت کنم.
- پیاده؟ بابا، جون مادرت خیلی راهه ها!
- عیبی نداره. بیا کارت دارم، کارت دارم را یه طور خاصی گفت،با بغض و کمی التماس در لحنش، تعجب کردم، گفتم: خیلی خوب، بریم.
دو سه ساعتی طول کشید تا به خط رسیدیم. تو راه همش حرف زد و گریه کرد.
برام گفت که فامیلاش آدمای خوبی نیستند. از دست دختر عمه هاش که همسایشون بودندکلی شکایت کرد. برام گفت که اونجا زیاد وضعش خوب نبوده.
گفتم حالا واسه چی این حرفا رو به من می زنی؟!
- نوارت خیلی خوب بود. خدا تو رو سر راهم گذاشته. دیگه توبه کردم. توبه نصوح.
همانطور که حاجی گفت، ولی محمد جون، اون جای نوار رو یادته، اون جایی که اون غلامه از حضرت رسول پرسید : حالا که ما توبه کردیم بگو ببینم، خدا ما رو وقت گناه کردن می دیده؟ حضرت هم جواب مثبت داده بودند ...
- آره یادمه.
- خوب منم دوست دارم مثل همون سیاهه، داد بزنم بمیرم. ولی نمی تونم.
( دیگه هق هقش بلند و شدید شده بود ) میگی چکار کنم. معلومه هنوزم
آدم نشدم!
- نه داداش، هر کس یه طوریه، تو هم الان بهترین موقعیته. خودتو بِکَن.
- از کجا بفهمم آمرزیده !؟
- بهت نشون میده. نمیدونم. بابا من خودم پرتم !! ...
از آن روز محمود چسبید. ول هم نکرد. خدا هم نشونش داد. کارنامه اش را هم دیدم.
بدنی پاره پاره. جنازه ای بی سر با جگری پاره پاره و دست و پایی قلم شده. مثل عباس (ع) مثل حسین (ع) و مثل فاطمه (س). روز سومش بود، گفتند مادرش دنبال تو می گرده!
- دنبال من !؟ منو از کجا می شناسه ؟
رفتم، چادری بود، شاید هم چادری شده بود. گفت : محمد آقا، اون نوارهای توبه حاج آقا انصاریان را لطف کنید بدهید. می خواهیم از روش بزنیم !؟ ...
بله محمود تو وصیت نامه اش نوشته بود. هم از نوارها، هم از صاحب نوار ها ! :« محمد جان، از اینکه راهی پیش پایم نهادی آدم بشوم متشکرم،
فکر می کنم الان که داری این وصیت نامه را می خوانی
خدا به من آمرزیدنش را نشان داده باشد، انشاءالله در آن دنیا تلافی می کنم. »
آتیش گرفتم، 6 سال برگشتم عقب. 7 سال پیش من این نوارا رو گوش کردم.
شاید تا حالا پنجاه بار هم دوباره.
یکی پرید! یکی آدم شد! یکی هم مثل من نه پرید و نه آدم شد !!
خانواده ای براه راست آمدند و یکی هم مثل من بسرعت در بیراهه جلو رفت !! ... همین !
برگرفته از لخته های دل
دست نوشته های سید محمد انجوی نژاد
احتراماً بدین وسیله به استحضار میرساند، دومین گردهمایی اولیاء و مربیان جلسات زینالعابدین(ع) و باقرالعلوم(ع) زیرمجموعه کانون قرآنی-فرهنگی ولیعصر(عج) جهت ارائه گزارش فعالیتهای گذشته و برنامههای آینده این کانون آشنایی هرچه بیشتر اولیای اعضای جلسه و مربیان آنها و همچنین تشریک مساعی و تبادلآرا و نظرات جهت همکاری و هماهنگی دو محیط خانه و جلسه در زمینه رشد و تکامل ظرفیت دینی و اجتماعی اعضای جلسه برگزار میگردد.
زمان جلسه: پنجشنبه 20/12/88 از ساعت 19:30 تا 21:30
مکان جلسه: بلوار دریا- خ شفق – مسجد امام حسن مجتبی(ع)
قرار ما:
صبح جمعه 88/12/21 ساعت 7:30 روبروی مسجد امام حسن مجتبی(ع)
ساعت بازگشت: 4 بعدازظهر
هزینه اردو: 1000 تومان
وسایل مورد نیاز: یک وعده ناهار، کفش ورزشی
هزینه سفر 30000 تومان است.
قرارما:
چهارشنبه 12/12/88 ساعت 7 بعدازظهر روبروی درب مسجد امام حسن مجتبی(ع)
ساعت برگشت: 6:30 بعدازظهر پنجشنبه88/12/13
هزینه اردو: 7000 تومان
وسایل مورد نیاز: یک وعده شام، دوربین عکاسی(در صورت امکان)